پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم

تو ز من بی خبری کی ز تو من بی خبرم

گرچه دوری ز نظر نیست ز هجرم گله

هر کجا می نگرم باز تویی در نظرم

فلک از آتش رخسار تو دورم افکند

چون نسوزد غم این هجر بسان شررم

اثر درد توام هست ز من تا اثریست

مرد این درد نیم کاش نماندی اثرم

غرضم بود فنا در ره عشقت صد شکر

که بسر منزل مقصود رساند این سفرم

غم دل خوردم و از سینه برونش کردم

چه توان کرد خطر داشت ز سوز جگرم

فارغ از من مگذر بر سر من نه قدمی

که براه تو من از خاک ره افتاده ترم

در خیالم همه آنست که میرم بوفات

بجفایم بکش ار هست خیال دگرم

آتش هجر فضولی جگرم را می سوخت

که برو آب نمی ریخت دمی چشم ترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  2. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  3. شمارهٔ ۲۶۰اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  4. شمارهٔ ۲۶۱نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
  5. شمارهٔ ۲۶۲در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
  6. شمارهٔ ۲۶۳به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
  7. شمارهٔ ۲۶۴رحم بر زاری من یار ندارد چه کنم
  8. شمارهٔ ۲۶۵جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.