پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام

زآتش عشق چنین سوخته خرمن شده‌ام

بی‌گل روی تو و گلشن کویت عمریست

فارغ از میل گل و رغبت گلشن شده‌ام

می‌شوی یار کسان می‌کشی از غصه مرا

جان من راضی ازین غصه به مردن شده‌ام

گلبن پر گل و گلزار غم خوار مبین

من عریان که به داغ تو مزین شده‌ام

می‌جهد آتشم از دل همه‌شب در کویت

ز آتش دل شجر وادی ایمن شده‌ام

هیچ کس نیست که در بند غم زلف تو نیست

نه همین بسته زنجیر غمت من شده‌ام

دوست را نیست فضولی غم ناکامی من

آه ازین غم که به کام دل دشمن شده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
  2. شمارهٔ ۲۵۶نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  3. شمارهٔ ۲۵۷بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  4. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  5. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  6. شمارهٔ ۲۶۰اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  7. شمارهٔ ۲۶۱نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
  8. شمارهٔ ۲۶۲در هستی بقفل نیستی بر خود چنان بستم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.