پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم

به سان لاله بر دل داغ حسرت زین چمن رفتم

به هم بودیم همچون خار و گل عمری بحمدالله

خلاف رسم دوران فلک او ماند من رفتم

نگاری همنشینم بود نقشی زد فلک ناگه

که او چون نقش شیرین ماند و من چون کوهکن رفتم

چو شمع انجمن شب سوختم تا صبح بر یادش

چو خورشید رخش انداخت پرتو ز انجمن رفتم

پس از تیری که زد از کوی خویشم راند ناکشته

ز کوی او شکسته خاطر و آزرده تن رفتم

ز جام شوق بودم مست ای غافل نپنداری

کزین بزم طرب با اختیار خویشتن رفتم

فضولی چاره دردم مکن در کوی او کانجا

برای زار مردن نه برای زیستن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام
  2. شمارهٔ ۲۵۵بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
  3. شمارهٔ ۲۵۶نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  4. شمارهٔ ۲۵۷بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  5. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
  6. شمارهٔ ۲۵۹نه از تیری که بر دل می‌زنی چندین فغان دارم
  7. شمارهٔ ۲۶۰اگر میرم نخواهد کم شد آب چشم نمناکم
  8. شمارهٔ ۲۶۱نه آنچنان شده محو خیال آن دهنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.