پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

زبان مرغ می داند مگر گل

که دارد گوش بر فریاد بلبل

مگر جانی ندارد گل که دارد

بآه بلبلان چندین تحمل

ز عاشق می فزاید قدر معشوق

نه از بسیاری جاه و تجمل

نگار من مکن بی التفاتی

مزن بر عاشقان تیغ تغافل

اگر خواهی که بگشاید دل ما

بر افشان زلف یا بگشای کاکل

بشرط صبر بر غم می توان یافت

گل مقصد ز گلزار توکل

توکل را فضولی کار فرما

مکن کاری به تدبیر و تأمل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
  2. شمارهٔ ۲۵۲ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
  3. شمارهٔ ۲۵۳من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۵۴منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام
  5. شمارهٔ ۲۵۵بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
  6. شمارهٔ ۲۵۶نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
  7. شمارهٔ ۲۵۷بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
  8. شمارهٔ ۲۵۸نه مژگانست کز خونابه دل لاله‌گون کردم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.