پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل

مشو ز حال دل بی قرار من غافل

کسی که معتقد عشق نیست نیست کسی

مذاق نشأه عشق است قابل قابل

ز هر چه هست توانم برید میل ولی

نمی شود که نباشم بمهوشی مایل

مراست مشکلی از عشق و چشم آن دارم

که مشکلم بگشاید ز تو ولی مشکل

که کرد دعوی صبر و ثبات در عشقت

که چون نقاب گرفتی ز رخ نگشت خجل

حریم کعبه که بر ماست طوف آن واجب

ز شوق طوف درت مانده است پا در گل

فضولی از سر آن کو قدم منه بیرون

که هیچ جا نبود زین شریف‌تر منزل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
  2. شمارهٔ ۲۴۶بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  3. شمارهٔ ۲۴۷شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  4. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  5. شمارهٔ ۲۴۹زبان مرغ می داند مگر گل
  6. شمارهٔ ۲۵۰تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
  7. شمارهٔ ۲۵۱ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
  8. شمارهٔ ۲۵۲ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.