پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل

چه سروست این که دارد برگ از نسرین و بار از گل

چو غنچه صد گره بر رشته کارم فتاد از غم

سوی گلزار رفتم بارها نگشود کار از گل

کشیدم سرمه در چشم از خاک کف پایش

عجب آیینه دارم که می گیرد غبار از گل

قراری گر ندارد در چمن گل جای آن دارد

صبا بویی ز تو آورده و برده قرار از گل

مرا با داغهای تازه دارد عشق تو زانسان

که گرداند مزین خار را فصل بهار از گل

بگوش گل اگر گوید صبا وصف گل رویت

ز بلبل بیش خیزد ناله بی اختیار از گل

زد آن ابرو کمان صد تیر بر من وه چه بختست این

کسان از خار گل چینند و ما چیدیم خار از گل

فضولی را چه سود از سیر گلشن بی گل رویت

چو بر یاد تو او را می فزاید خار خار از گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  2. شمارهٔ ۲۴۹زبان مرغ می داند مگر گل
  3. شمارهٔ ۲۵۰تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
  4. شمارهٔ ۲۵۱ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
  5. شمارهٔ ۲۵۲ندیده کام دل از کوی آن سیمین بدن رفتم
  6. شمارهٔ ۲۵۳من که بی‌لاله‌رخی ساکن گلخن شده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۵۴منم که بی‌تو گرفتار صد بلا شده‌ام
  8. شمارهٔ ۲۵۵بسی بی داد در عشق از بتان سیمتن دیدم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.