پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

نه چندان است مرا در غم هجران تو حال

که توان گفت و توان دید و توان کرد خیال

الم و درد و غم و محنت عشقت دارم

همه وقت و همه روز و همه ماه و همه سال

دور بر عکس مرادست ازان می طلبم

ز وصال تو فراق و ز فراق تو وصال

ز تو هرگز بسؤالی نشنیدیم جواب

چه جوابست ترا گر شود این از تو سؤال

تلخی زهر غمت کرد ملولم ز حیات

چه شود شربت اهل تو کند دفع ملال

شدم از وصل تو محروم چه دین دارد عشق

که بمن کرد حرام آنچه بغیرست حلال

نیست ممکن که بران زلف ببندم خود را

گرچه از ضعف فضولی شده ام موی مثال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
  2. شمارهٔ ۲۴۵متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
  3. شمارهٔ ۲۴۶بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  4. شمارهٔ ۲۴۷شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  5. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  6. شمارهٔ ۲۴۹زبان مرغ می داند مگر گل
  7. شمارهٔ ۲۵۰تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
  8. شمارهٔ ۲۵۱ناوکت پیراهنی پوشاند از خون بر تنم
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.