پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل

ما نیز دردمندیم از ما مباش غافل

ننشست گرد راهت با ما ز سربلندی

بااین روش که دارد کی می رسد بمنزل

این داغهاست خونین بر سینه پرآتش

یا شعله ها که سر زد دور از تو ز آتش دل

از صبر نیست گر من بر سر نمی کنم خاک

دریای محنتم را دشت فناست ساحل

شکر خدا نمردم وین هر دو آزمودم

شهدیست مرگ نافع زهریست هجر قاتل

اشکم روان و از پی سوی تو می دود دل

گویا که می کشندش از پیش با سلاسل

حیرت مکن فضولی از آتش درونم

کایینه دلم را شمعیست در مقابل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
  2. شمارهٔ ۲۴۴ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
  3. شمارهٔ ۲۴۵متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
  4. شمارهٔ ۲۴۶بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  5. شمارهٔ ۲۴۷شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  6. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
  7. شمارهٔ ۲۴۹زبان مرغ می داند مگر گل
  8. شمارهٔ ۲۵۰تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آل
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.