پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱ ما نداریم نظر بر می و بر میخانه
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲ ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳ شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴ از جرس دیدی فغان برخاسته
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵ بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶ ز مویت سنبل بویا شکسته
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷ ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸ زآن دل آرا بگویم یا نه
  9. شمارهٔ ۱۰۲۹ دلم بهرزه بسودای خام افتاده
  10. شمارهٔ ۱۰۳۰ جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
  11. شمارهٔ ۱۰۳۱ یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
  12. شمارهٔ ۱۰۳۲ بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
  13. شمارهٔ ۱۰۳۳ مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
  14. شمارهٔ ۱۰۳۴ بر این جا آن بلا بالا گرفته
  15. شمارهٔ ۱۰۳۵ دوش بی‌ما صنما ساغر صهبا زده‌ای
  16. شمارهٔ ۱۰۳۶ چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی
  17. شمارهٔ ۱۰۳۷ نیست یعقوب را چو تو پسری
  18. شمارهٔ ۱۰۳۸ تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
  19. شمارهٔ ۱۰۳۹ بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی
  20. شمارهٔ ۱۰۴۰ ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری
  21. شمارهٔ ۱۰۴۱ تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
  22. شمارهٔ ۱۰۴۲ چند مسافرت دلا سوی حجاز می‌کنی
  23. شمارهٔ ۱۰۴۳ آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
  24. شمارهٔ ۱۰۴۴ صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری
  25. شمارهٔ ۱۰۴۵ زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی
  26. شمارهٔ ۱۰۴۶ که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
  27. شمارهٔ ۱۰۴۷ ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری
  28. شمارهٔ ۱۰۴۸ بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئی
  29. شمارهٔ ۱۰۴۹ فصل گل گفته واعظ نکنی می نوشی
  30. شمارهٔ ۱۰۵۰ به تو می‌سزد سراپا همه ناز و کبریایی
  31. شمارهٔ ۱۰۵۱ تو که پرچمی ز عنبر به فر از ماه داری
  32. شمارهٔ ۱۰۵۲ مرغ هوهو زد به گلشن خیز دهی
  33. شمارهٔ ۱۰۵۳ دین و دل ای سیم‌تن تنها نه از من می‌بری
  34. شمارهٔ ۱۰۵۴ زاهد خام به هرزه چو برآرد نفسی
  35. شمارهٔ ۱۰۵۵ تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبری
  36. شمارهٔ ۱۰۵۶ یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی
  37. شمارهٔ ۱۰۵۷ تو را که از همه خوبان شهر ممتازی
  38. شمارهٔ ۱۰۵۸ ای هشت باب خلد ز روی تو آیتی
  39. شمارهٔ ۱۰۵۹ روز نخواهد آمدن چون شب ما به روشنی
  40. شمارهٔ ۱۰۶۰ یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
  41. شمارهٔ ۱۰۶۱ رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
  42. شمارهٔ ۱۰۶۲ دلا ز عشق مجاز از چه مهر برکندی؟
  43. شمارهٔ ۱۰۶۳ ای برق چون به خرمن احباب بگذری
  44. شمارهٔ ۱۰۶۴ گرهی ززلف بگشا و بکش زرخ نقابی
  45. شمارهٔ ۱۰۶۵ داشت خمارم سر دیوانگی
  46. شمارهٔ ۱۰۶۶ ساقی به کجائی بده آن مایه مستی
  47. شمارهٔ ۱۰۶۷ ایکه از چهره شمع انجمنی
  48. شمارهٔ ۱۰۶۸ تو نه ای زآب و خاک از نوری
  49. شمارهٔ ۱۰۶۹ هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
  50. شمارهٔ ۱۰۷۰ ای نَفس ، اگر از درِ معنی به در آیی،
  51. شمارهٔ ۱۰۷۱ خلیلی صرمت حبال العهودی
  52. شمارهٔ ۱۰۷۲ پیش از این بوده بچین صورتگری
  53. شمارهٔ ۱۰۷۳ خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی
  54. شمارهٔ ۱۰۷۴ بدنامی است و رندی در عشق نیکنامی
  55. شمارهٔ ۱۰۷۵ در کمندم فکنده صف شکنی
  56. شمارهٔ ۱۰۷۶ تو ای دو دیده بگو کز جگر چه می‌خواهی
  57. شمارهٔ ۱۰۷۷ ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردی
  58. شمارهٔ ۱۰۷۸ تو را که گفت کز احباب روی برتابی
  59. شمارهٔ ۱۰۷۹ چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
  60. شمارهٔ ۱۰۸۰ تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی

متن اشعار به نقل از گنجور.