فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۰۲۱ ما نداریم نظر بر می و بر میخانه
- شمارهٔ ۱۰۲۲ ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
- شمارهٔ ۱۰۲۳ شهر بیدار از آن مردم خواب آلوده
- شمارهٔ ۱۰۲۴ از جرس دیدی فغان برخاسته
- شمارهٔ ۱۰۲۵ بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای
- شمارهٔ ۱۰۲۶ ز مویت سنبل بویا شکسته
- شمارهٔ ۱۰۲۷ ای مو بر آفتاب تو مشکینکلالهای
- شمارهٔ ۱۰۲۸ زآن دل آرا بگویم یا نه
- شمارهٔ ۱۰۲۹ دلم بهرزه بسودای خام افتاده
- شمارهٔ ۱۰۳۰ جسمم چو شمع در غم جانان گداخته
- شمارهٔ ۱۰۳۱ یک پشته مشک تاتار بر دوش خویش بسته
- شمارهٔ ۱۰۳۲ بجز زلف تو کفر و غیر چشمان تو ساحر نه
- شمارهٔ ۱۰۳۳ مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
- شمارهٔ ۱۰۳۴ بر این جا آن بلا بالا گرفته
- شمارهٔ ۱۰۳۵ دوش بیما صنما ساغر صهبا زدهای
- شمارهٔ ۱۰۳۶ چه اعتبار به سرو است چون تو در چمنی
- شمارهٔ ۱۰۳۷ نیست یعقوب را چو تو پسری
- شمارهٔ ۱۰۳۸ تو که در چشم چنین غمزه کافر داری
- شمارهٔ ۱۰۳۹ بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی
- شمارهٔ ۱۰۴۰ ایکه بر عارض افروخته بر دل ناری
- شمارهٔ ۱۰۴۱ تو هم ای مرغ دل بر گل بخوان از عشق دستانی
- شمارهٔ ۱۰۴۲ چند مسافرت دلا سوی حجاز میکنی
- شمارهٔ ۱۰۴۳ آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
- شمارهٔ ۱۰۴۴ صوفی صومعه که زد دوش دم از قلندری
- شمارهٔ ۱۰۴۵ زآن آب که چون آتش از مرد برد خامی
- شمارهٔ ۱۰۴۶ که گفت ای دل کز اسرار محبت باخبری گردی
- شمارهٔ ۱۰۴۷ ای خوشا آن سر که گردد گوی چوگان سواری
- شمارهٔ ۱۰۴۸ بچین زلف تو پیوسته با چشم تو ابروئی
- شمارهٔ ۱۰۴۹ فصل گل گفته واعظ نکنی می نوشی
- شمارهٔ ۱۰۵۰ به تو میسزد سراپا همه ناز و کبریایی
- شمارهٔ ۱۰۵۱ تو که پرچمی ز عنبر به فر از ماه داری
- شمارهٔ ۱۰۵۲ مرغ هوهو زد به گلشن خیز دهی
- شمارهٔ ۱۰۵۳ دین و دل ای سیمتن تنها نه از من میبری
- شمارهٔ ۱۰۵۴ زاهد خام به هرزه چو برآرد نفسی
- شمارهٔ ۱۰۵۵ تا که به مصر نیکویی سکه زدی به دلبری
- شمارهٔ ۱۰۵۶ یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی
- شمارهٔ ۱۰۵۷ تو را که از همه خوبان شهر ممتازی
- شمارهٔ ۱۰۵۸ ای هشت باب خلد ز روی تو آیتی
- شمارهٔ ۱۰۵۹ روز نخواهد آمدن چون شب ما به روشنی
- شمارهٔ ۱۰۶۰ یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
- شمارهٔ ۱۰۶۱ رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
- شمارهٔ ۱۰۶۲ دلا ز عشق مجاز از چه مهر برکندی؟
- شمارهٔ ۱۰۶۳ ای برق چون به خرمن احباب بگذری
- شمارهٔ ۱۰۶۴ گرهی ززلف بگشا و بکش زرخ نقابی
- شمارهٔ ۱۰۶۵ داشت خمارم سر دیوانگی
- شمارهٔ ۱۰۶۶ ساقی به کجائی بده آن مایه مستی
- شمارهٔ ۱۰۶۷ ایکه از چهره شمع انجمنی
- شمارهٔ ۱۰۶۸ تو نه ای زآب و خاک از نوری
- شمارهٔ ۱۰۶۹ هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
- شمارهٔ ۱۰۷۰ ای نَفس ، اگر از درِ معنی به در آیی،
- شمارهٔ ۱۰۷۱ خلیلی صرمت حبال العهودی
- شمارهٔ ۱۰۷۲ پیش از این بوده بچین صورتگری
- شمارهٔ ۱۰۷۳ خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی
- شمارهٔ ۱۰۷۴ بدنامی است و رندی در عشق نیکنامی
- شمارهٔ ۱۰۷۵ در کمندم فکنده صف شکنی
- شمارهٔ ۱۰۷۶ تو ای دو دیده بگو کز جگر چه میخواهی
- شمارهٔ ۱۰۷۷ ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردی
- شمارهٔ ۱۰۷۸ تو را که گفت کز احباب روی برتابی
- شمارهٔ ۱۰۷۹ چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
- شمارهٔ ۱۰۸۰ تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی
متن اشعار به نقل از گنجور.