پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۴

گرهی ززلف بگشا و بکش زرخ نقابی

بنمای در دل شب بخلایق آفتابی

دو جهان حجاب نبود بمیان ما و معشوق

تو گمان کنی رقیبا که میان ما حجابی

نه خوی است برفشانده بعذار آتشینت

که بر آتش دل ما زده ای زلطف آبی

چه غم ار بوصف روی تو زبان ماست قاصر

که بشرح حسن از خط تو نوشته ای کتابی

تو بجای خط نهی خال بلعل شکرینت

ننشانده جای طوطی بجز از تو کس غزالی

ببهشت وصل شاید کنی ار به ما تلافی

که بدوزخ فراق تو کشیده ام عذابی

بمن ای دهان شیرین زکرم تفقدی کن

که اگرچه خود عتابیست خوشیم با جوابی

غرض این بود که گاهی سوی ما کند نگاهی

به گنه کنیم اصرار اگر نشد توابی

زده موج اشک چشمم بشب فراق چندان

که به پیش چشم طوفان بنمایدم سرابی

بخروس صبحگاهی تو بگو سحر نخواند

که شبم خوش است امشب بخیال آفتابی

عجب از تقلب عشق چه میکنی حکیما

که مگس نموده نخجیر زهر طرف عقابی

تو شکنج زلفش آشفته مگر زدست دادی

که چو طره نژندش همه شب به پیچ و تابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۶ساقی به کجائی بده آن مایه مستی
  2. شمارهٔ ۱۰۶۷ایکه از چهره شمع انجمنی
  3. شمارهٔ ۱۰۶۸تو نه ای زآب و خاک از نوری
  4. شمارهٔ ۱۰۶۹هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۰ای نَفس ، اگر از درِ معنی به در آیی،
  6. شمارهٔ ۱۰۷۱خلیلی صرمت حبال العهودی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۲پیش از این بوده بچین صورتگری
  8. شمارهٔ ۱۰۷۳خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.