فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ ای تو ز آغاز و انتها همه دانا
- شمارهٔ ۲ پرده برافتاد از جمال محمد
- شمارهٔ ۳ بسته بر آفتاب چو مشکین نقاب را
- شمارهٔ ۴ وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام را
- شمارهٔ ۵ مشک فشان شد زتو باد صبا
- شمارهٔ ۶ به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا
- شمارهٔ ۷ ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
- شمارهٔ ۸ خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را
- شمارهٔ ۹ در آن سرا که برانند پادشایی را
- شمارهٔ ۱۰ گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را
- شمارهٔ ۱۱ باد آورده بگلشن مژده نوروز را
- شمارهٔ ۱۲ گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان را
- شمارهٔ ۱۳ بیدوست پایدار نباشد نشست ما
- شمارهٔ ۱۴ ای لب لعل تو روحبخش مسیحا
- شمارهٔ ۱۵ چشم تو بربست از فسون بر خلق راه خواب را
- شمارهٔ ۱۶ به باغ حسن که کشت این نهال رعنا را
- شمارهٔ ۱۷ از شوق گل رویت رفتم به گلستانها
- شمارهٔ ۱۸ باز دامان که زداین آتش سودای مرا
- شمارهٔ ۱۹ کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را
- شمارهٔ ۲۰ دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را
- شمارهٔ ۲۱ بگویم ار ز غم عشق داستانی را
- شمارهٔ ۲۲ گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را
- شمارهٔ ۲۳ نمیدانم چه افغانست در گلشن هزاران را
- شمارهٔ ۲۴ هر که ببازار عشق آرد جنس وفا
- شمارهٔ ۲۵ عین درمان شمرد عاشق بیماری را
- شمارهٔ ۲۶ زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
- شمارهٔ ۲۷ هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
- شمارهٔ ۲۸ ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
- شمارهٔ ۲۹ ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها
- شمارهٔ ۳۰ مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا
- شمارهٔ ۳۱ عشق بعقل بارها کرده کارزارها
- شمارهٔ ۳۲ داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را
- شمارهٔ ۳۳ ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را
- شمارهٔ ۳۴ خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
- شمارهٔ ۳۵ ای رفته و نشناخته قدر دل ما را
- شمارهٔ ۳۶ کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا
- شمارهٔ ۳۷ که بر زلف سنبل زد این تابها
- شمارهٔ ۳۸ بیا ساقی شراب خوشگواری کردهام پیدا
- شمارهٔ ۳۹ با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را
- شمارهٔ ۴۰ مطرب به رقص آوردهای آن لعبت طناز را
- شمارهٔ ۴۱ پند بیهوده مگو ناصح بیهوش مرا
- شمارهٔ ۴۲ به صید خلق بتان تا گشاده بازو را
- شمارهٔ ۴۳ چند غواص بری گوهر عمانی را
- شمارهٔ ۴۴ گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را
- شمارهٔ ۴۵ جامه پوشید و بیاراست قد رعنا را
- شمارهٔ ۴۶ دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما
- شمارهٔ ۴۷ سودای پریرویان بر هم زده سامانها
- شمارهٔ ۴۸ اگر نه پرده بربسته به رخ آن شاهد رعنا
- شمارهٔ ۴۹ برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را
- شمارهٔ ۵۰ از سر ببرد هوش و خرد آن پسر مرا
- شمارهٔ ۵۱ سینه شد زآتش دل جلوه گه طور مرا
- شمارهٔ ۵۲ بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا
- شمارهٔ ۵۳ دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را
- شمارهٔ ۵۴ مدد ای عشق که مغلوب هوائیم هوا
- شمارهٔ ۵۵ عشق به بندد چو ره هوش را
- شمارهٔ ۵۶ سوی صحرای جنون میبرم این سودا را
- شمارهٔ ۵۷ در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا
- شمارهٔ ۵۸ گل هزار است صحن بستان را
- شمارهٔ ۵۹ سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا
- شمارهٔ ۶۰ چشمت از غمزه زکف برد دل شیدا را
متن اشعار به نقل از گنجور.