پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

از سر ببرد هوش و خرد آن پسر مرا

این چشم شوخ تا چه بیارد بسر مرا

زین سان که جلوه میکند آن مغبچه بدیر

در مسجد و حرم تو نبینی دگر مرا

زآن می که میبرد زو جودم سوی عدم

ساقی از آن شراب بیار و ببر مرا

من شبنم آفتاب جهان تاب چهره ات

با جلوه ات بجای نماند اثرمرا

تا چشم مردمت شده جولانگه ظهور

مژگان بمردمک بزند نیشتر مرا

چون پرتو تو شمع شبستان دل بود

گو از فلک نتابد هرگز قمر مرا

مرهم که مینهد بدلم جز لبان لعل

مجروح کرده است چه تیر نظر مرا

از برق منتی نبرم بهر سوختن

در آشیان بس است زآهی شرر مرا

افتاده پر شکسته دلم پیش ناوکش

شاید زتیر او بدمد بال و پر مرا

گفتم بروز وصل خبر گویمت زهجر

غافل که نیست پیش تو از خود خبر مرا

زلفش اگر چه مایه آشفتگی بود

آشفته کرده از همه کس بیشتر مرا

سقای آستان تو تا گشته مدعی

جز آستین نمانده بر چشم تر مرا

هر چند شاخ بیدم و اید زمن ثمر

مدح علی زفیض ازل شد ثمر مرا

من آن سگم که پیر شدم در وفای او

انصاف نیست خواجه براند زدر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲بی تو با غیر ندانی که چه شد دوش مرا
  2. شمارهٔ ۵۳دور بادا چشم بد بگشود روی خوب را
  3. شمارهٔ ۵۴مدد ای عشق که مغلوب هوائیم هوا
  4. شمارهٔ ۵۵عشق به بندد چو ره هوش را
  5. شمارهٔ ۵۶سوی صحرای جنون می‌برم این سودا را
  6. شمارهٔ ۵۷در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا
  7. شمارهٔ ۵۸گل هزار است صحن بستان را
  8. شمارهٔ ۵۹سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.