پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

در دل و دیده ام ای دلبر جانانه بیا

پی تشریف تو پاکست مرا خانه بیا

خلوتی کرده ام از غیر و می ومطرب هست

عذر یکسونه و بی پرده و رندانه بیا

گر رقیب است تو را مانع دیدار حبیب

رو خرابش بکن از یکدوسه پیمانه بیا

تا بکی صومعه و مسجد و سالوس وریا

می صاف کش و مستانه بمیخانه بیا

پرچم از عنبر تر بر سرمه زن از موی

کله از سرنه و با تاج ملوکانه بیا

همه شب گرد تو پروانه پرافشان در بزم

شبی ای شمع پی پرستش پروانه بیا

میدهد وسوسه عقل و خرد رنج و صداع

رفع کن درد سر از باده و مستانه بیا

چند خاموش نشینی تو چو صوفی غمناک

بذله گو عیش کن ایشوخ و ظریفانه بیا

گرچه آشفته ات ایدست خدا روسیه است

تو ببالین وی از لطف کریمانه بیا

تو شه مملکت حسنی و در کشور دل

با سپاه و حشم و کوکب شاهانه بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا
  2. شمارهٔ ۶۰چشمت از غمزه زکف برد دل شیدا را
  3. شمارهٔ ۶۱نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها
  4. شمارهٔ ۶۲کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را
  5. شمارهٔ ۶۳تا عشق و رندیست بعالم شعار ما
  6. شمارهٔ ۶۴گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستان‌ها
  7. شمارهٔ ۶۵فزون‌تر سوزدم امشب ز هر شب آتشِ سودا
  8. شمارهٔ ۶۶ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.