پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

چشمت از غمزه زکف برد دل شیدا را

چون توان باز پس از ترک ستد یغما را

گرد حی لابه کند همچو سگان شب همه شب

خبر ازحالت مجنون که برد لیلا را

نه تواناست خداوند بهر چیز که هست

از خدا خواسته ام جمع من و سلما را

آه عاشق گذرد از سر گردون جبریل

گو تو مگشای دگر بال فلک پیما را

زلف تو گه بکف غیر و گهی همدم باد

از چه بر همزده ی سلسله دلها را

صوفی ار دست فشاند ازسرمستی بجهان

من بیک عشوه ساقی بدهم عقبا را

نقص پیمان صنما در همه گیتی گنهست

حیف و صد حیف که تو عهد نپائی ما را

برم از فتنه چشم تو بسلطان یرغو

تا ستاند مگر از ترک تو او یاسا را

می کند فتنه بسی چشمت و غوغا حسنت

شه نشاند مگر آن فتنه و این غوغا را

پارس از معدلت میر مؤید امن است

تو چه گستاخ زمردم ببری یغما را

تیر باران اجل از سر تو آشفته

حاش لله که برد یکسر مو سودا را

نیست سودا بسرم جز غم عشق حیدر

مهر خور از ستم از دل نرود حربا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را
  2. شمارهٔ ۶۳تا عشق و رندیست بعالم شعار ما
  3. شمارهٔ ۶۴گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستان‌ها
  4. شمارهٔ ۶۵فزون‌تر سوزدم امشب ز هر شب آتشِ سودا
  5. شمارهٔ ۶۶ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا
  6. شمارهٔ ۶۷به رضا جویی اغیار ز در راند مرا
  7. شمارهٔ ۶۸ساقی آن باده در افکند به پیمانه ما
  8. شمارهٔ ۶۹داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.