پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا

هی هی مکن تو غفلت برخیز و می بده ها

پرده زرخ بیفکن بر گل گلاله بشکن

پائی بکوب و برخیز بزم طرب بیارا

زان بذله های شیرین زان نکته های رنگین

بر روی تلخکامان تنگ شکر تو بگشا

می نوش و گل برافشان برخیز و می بگردان

مرده برقص آور زین راح روح افزا

ما کشته صحاری تو ابر نوبهاری

رحمی روان ببخشا ما مرده تو مسیحا

عیدی بود طرب خیز باده بساغرم ریز

از محتسب میندیش می ریز بی محابا

از دست غاصب حق چون اوفتاد بیرق

خیز و لوای شادی برکش به طاق خضرا

آشفته را تولا بر مرتضی و آل است

وز غاصبین حقش اندر جهان تبرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ساقی آن باده در افکند به پیمانه ما
  2. شمارهٔ ۶۹داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را
  3. شمارهٔ ۷۰خط و زلفت چیست با آن روی همچون آفتاب
  4. شمارهٔ ۷۱درده خبری بما هم امشب
  5. شمارهٔ ۷۲به چهره‌ات شده آن زلف مشک‌فام نقاب
  6. شمارهٔ ۷۳دست ساقی آتش افکنده در آب
  7. شمارهٔ ۷۴نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب
  8. شمارهٔ ۷۵شدم به مژده وصلت امیدوار امشب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.