پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

شدم به مژده وصلت امیدوار امشب

به عکس هجر توام کرده سوگوار امشب

ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلم

به این سپاه کنم با تو کارزار امشب

برای دیدن رویت اگرچه مرد رقیب

بیا ببین که به مردم هزار بار امشب

ز خون دل می صافم به ساغر است ولی

شراب غیر به تو گشته سازگار امشب

به موج آمده سیلاب چشم در کویش

بیا رقیب و از این بحر کن کنار امشب

چو گرد از سر کویش رسیده‌ام یعقوب

سراغ یوسف خود گیر از این غبار امشب

نیامدی چو به بالین مرا برای علاج

بیا طبیب زمانیم بر مزار امشب

قرارگاه رقیب است زلفش آشفته

مجو قرار این جان بی‌قرار امشب

ندیده‌ایم زامکان یکی نظیر علی

ز ممکنات گسستیم پود و تار امشب

حجاب نه توی گردون ز آه خواهم سوخت

اگر که برفکند پرده، پرده‌دار امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب
  2. شمارهٔ ۷۸منکه پرداخته خانه زاغیار امشب
  3. شمارهٔ ۷۹فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ
  4. شمارهٔ ۸۰چیست آن رخساره در مشکین نقاب
  5. شمارهٔ ۸۱یار از ما کناره کرد امشب
  6. شمارهٔ ۸۲بیا که پرده اسرار پاره شد امشب
  7. شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب
  8. شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.