پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

تا برد رنج خمار و تا زداید رنج خواب

ساغر می از خم گردون برآورد آفتاب

یا رب این می از کجا خورده که همچون بخت من

نرگس مخمور ساقی برنمیخیزد زخواب

مطرب زهره جبین بذله بخوان چنگی بزن

تا بنوشم باده گلگون بگلبانگ رباب

ساقی خمخانه در ده آن شراب آتشین

کز شعاع او بسوزم پرده این نه حجاب

طره حوراوشی دارم که در باغ بهشت

می نهم بر گردن حوری و غلمان زان طناب

در خیال ماه رویت یکدمم دیده نخفت

چون نکو دیدم همه شب میزدم نقشی بر آب

تا چه یونس دل برون آمد زبطن حوت عشق

هفت دریا در نظر آید مرا موج سراب

برنپیچم سر زجور بیحسابت از کمند

دستت از دامن نمیدارم الی یوم حساب

گر بهشتم بی تو منزلگه بود بئس المصیر

با تو گر دوزخ مرا مأوا بود حسن المآب

هر که را اندر ولای تو شکی باشد بدل

گر در آبش افکنی آتش شود بی ارتیاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸منکه پرداخته خانه زاغیار امشب
  2. شمارهٔ ۷۹فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ
  3. شمارهٔ ۸۰چیست آن رخساره در مشکین نقاب
  4. شمارهٔ ۸۱یار از ما کناره کرد امشب
  5. شمارهٔ ۸۲بیا که پرده اسرار پاره شد امشب
  6. شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب
  7. شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
  8. شمارهٔ ۸۵یا ندیمی هذه شیئی عجاب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.