پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

چیست آن رخساره در مشکین نقاب

دل دل شب مینماید آفتاب

زلف چون چوگان رستم در مصاف

تیر مژگان ناوک افراسیاب

در زنخدان چاه دارد یوسفم

بر سر چه طره اش مشکین طناب

توسن نازت بود در زیر زین

من کنم از حلقه چشمت رکاب

دائمت با غیر هستی مهربان

باری از من کم مکن خشم و عتاب

مهر و مه با تو چو ذره پیش مهر

سلسبیلت بالبان موج سراب

خسروان از عهد آدم تاکنون

بنده و تو خسرو مالک رقاب

بوترابی و به کویت بارها

عرش گفته لَیتَنی کُنتُ تُراب

چون حساب حشر با حیدر بود

غم مدار آشفته از روز حساب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲بیا که پرده اسرار پاره شد امشب
  2. شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب
  3. شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
  4. شمارهٔ ۸۵یا ندیمی هذه شیئی عجاب
  5. شمارهٔ ۸۶ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب
  6. شمارهٔ ۸۷کردار بدان نیاید از خوب
  7. شمارهٔ ۸۸این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب
  8. شمارهٔ ۸۹در نهایت نظری بود باغیار امشب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.