پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

یا ندیمی هذه شیئی عجاب

قداتیت سائلان این الجواب

در منی و نیستی در من عجب

عکس اندر آینه یا مه در آب

تا به کی ای چشمه خضری نهان

تشنگان مردند در موج سراب

جان پروانه مقیم کوی شمع

چشم حربا وقف روی آفتاب

چون تویی کی گنجد اندر چون منی

کی بگنجد هفت دریا در حباب

لیک فیضی گر نمی‌بیند ز بحر

کی تواند رشحه افشاند سحاب

ما حجاب راه و بی‌پرده است یار

شعله‌ای کو تا بسوزاند حجاب

از خمار زهد دارم بس صداع

ساقیا قم فاسقنی کاس الشراب

یک شبم پیرانه سر بر در برت

تا به یاد آرم ز نو عهد شباب

تشنه یک جرعه زان لعل لبم

العطش ساقی ز سوز التهاب

با خلوص مرتضی زآتش چه باک

پاک‌تر زآتش برآید زر ناب

کیست این مطرب که در پرده نواخت

ارغنون و بربط و عود و رباب

بی‌طناب این خیمه نیلی به پاست

رشته مهر تو شد او را طناب

لاجرم ذرات عالم یک‌به‌یک

ذره‌اند و مهر رویت آفتاب

چون و چند آشفته در عشقش مزن

بس کن این ما و منی ما للتراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷کردار بدان نیاید از خوب
  2. شمارهٔ ۸۸این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب
  3. شمارهٔ ۸۹در نهایت نظری بود باغیار امشب
  4. شمارهٔ ۹۰من بلبل غریبم و این آشیانان غریب
  5. شمارهٔ ۹۱شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب
  6. شمارهٔ ۹۲و کیف اشکر من حبیب مغاضب
  7. شمارهٔ ۹۳آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب
  8. شمارهٔ ۹۴گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.