پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب

صبرم بود زآب درین شعله بی شکیب

باری وفا اگر نکنی کم مکن بتا

از مدعی عنایت و از دوستان عتیب

هر ساله حاجیان بحجاز آورند روی

عشاق راست روز و شبان روی در حبیب

گر خود کتاب قتل من آمد بخط یار

از شوق جان ببازم و بر سر نهم کتیب

مهرت عیان زآینه جان دل مرا

چون می کز آبگینه بپوشی بر او حجیب

پنجه هزار ساله که روز قیامت است

شام فراق بشکندش صولت از نهیب

گلزار معنویست سراپا بتم که هست

خندان چو غنچه تازه چو گل سرخ رو چو سیب

زیب و طر از جامه توئی ای بت طراز

گر نیکوان زجامه زرین کنند زیب

میزان عقل قدر تو سنجید با سپهر

این در فراز کفه و آن ماند در نشیب

از فیض لعل ساقی کوثر بروزگار

آشفته راست نکته شیرین دلفریب

شاه قمر رکاب علی شهسوار قدس

کاورا بود قضا و قدر پیرو رکیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب
  2. شمارهٔ ۸۹در نهایت نظری بود باغیار امشب
  3. شمارهٔ ۹۰من بلبل غریبم و این آشیانان غریب
  4. شمارهٔ ۹۱شاها تو خود غریبی و آشفته ات غریب
  5. شمارهٔ ۹۲و کیف اشکر من حبیب مغاضب
  6. شمارهٔ ۹۳آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب
  7. شمارهٔ ۹۴گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت
  8. شمارهٔ ۹۵که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.