پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب

که غیر پا به سر کوی تو نهاد امشب

زدی به نشتر مژگان رگ رقیب نهان

که جوی خون ز رگ دیده‌ام گشاد امشب

اشارهای نهانی به چشم گو نکند

که از نهان و عیان پرده برفتاد امشب

نگارم آینه و ای رقیب تو کوری

عبث مقابلت آئینه ایستاد امشب

نه مستی می امشب چه هر شبست ای شوخ

به دستت این می ممزوج تا که داد امشب

مخور فریب رقیبان که دیو و راهزنند

کنم نصیحت جانا تو را زیاد امشب

مکن که خرمن حسنت به آه می‌سوزد

بکن به گفته آشفته اعتقاد امشب

بخوان تو نادعلی بهر دفع اهرمنان

بکن تو حرز ز تعویذ اوستاد امشب

تو شاه کشور حسنی درآی از در عدل

مباد بر در حیدر بر یم داد امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب
  2. شمارهٔ ۹۸علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب
  3. شمارهٔ ۹۹میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب
  4. شمارهٔ ۱۰۰هر جای که بدخاک بسربیختم امشب
  5. شمارهٔ ۱۰۱ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب
  6. شمارهٔ ۱۰۲بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب
  7. شمارهٔ ۱۰۳به سودای پریشانی‌ست یارب کار من هرشب
  8. شمارهٔ ۱۰۴تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیم‌شب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.