پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب

به عذر توبه شکن می‌کشان مست و خراب

از آن شراب شبانه کرم کن ای ساقی

که تا ز خاطر مستان بری کسالت خواب

خمار و خواب ز سر کی رود مگر از می

قدح بیار پیاپی مکن دریغ شراب

اگرچه در رمضان بسته بود میخانه

هزار شکر گشودش مفتح الابواب

گذشت آنکه زدی طبل را به زیر گلیم

بگو مغنی مجلس به بانگ و چنگ رباب

صلای عیش به نوروز داده است ملک

غمین دگر ننشینند یا اولی الالباب

مهل به بیهده فیض سحاب در گلزار

که مغتنم شمری فیض صحبت اصحاب

تهی و ساده عیش و نشاط در بستان

به رغم دشمن بدگوی و شادی احباب

ترانه گوی عنا دل ز مقدم گل نو

غزل سرایی آشفته مدحت اطیاب

کدام سلسله پاکان نبی و آل کرام

خصوص آنکه به غیب اندر است و بسته نقاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰هر جای که بدخاک بسربیختم امشب
  2. شمارهٔ ۱۰۱ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب
  3. شمارهٔ ۱۰۲بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب
  4. شمارهٔ ۱۰۳به سودای پریشانی‌ست یارب کار من هرشب
  5. شمارهٔ ۱۰۴تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیم‌شب
  6. شمارهٔ ۱۰۵ای خرد طفلی از دبستانت
  7. شمارهٔ ۱۰۶جز عشق من بی‌سر و پا را هنری نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۷ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.