پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست

گوی زمین و سپهر در خم چوگان اوست

تا خم زلف دوتا ریخته اندر قفا

سلسله کائنات جمله پریشان اوست

درد چه درمان کدام چشم بنه بر قضا

مدعی درد آنک طالب درمان اوست

تا زده طغرای خط گرد عذارت رقم

هندی تاتار ترک در خط فرمان اوست

جام گرفت از رقیب بر سر بی‌مهریست

گر بخورد خون من غایت احسان اوست

ذوق ندارد تذرو تا نگرد سوی سرو

تا که به بستان چمان سرو خرامان اوست

جانب کنعان بر باد صبا و بگو

یوسف مصرت اسیر پای به زندان اوست

هرکه به گلزار عشق پای نهد چون خلیل

آتش‌افروخته لاله بستان اوست

نغمه بلبل به باغ نیست به جز شور گل

آن همه شور و نوا کرده دستان اوست

ناقه آشفته خفت شیخ به کعبه رسید

قسمت گم‌گشتگان طوف بیابان اوست

دست تولا زنم باز به دست خدا

گر برهاند مرا همت سلمان اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹چه نان‌ها خوردم از خوان محبت
  2. شمارهٔ ۱۱۰اگر این نکهت از آن طره چین در چین است
  3. شمارهٔ ۱۱۱با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست
  4. شمارهٔ ۱۱۲گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت
  5. شمارهٔ ۱۱۳حسن آن گوهر که عمانیش نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۴خون ریخته و به فکر یغماست
  7. شمارهٔ ۱۱۵هر رهروی که خار مغیلان بپای اوست
  8. شمارهٔ ۱۱۶پری گذشت ازین کوچه یا ملک می‌رفت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.