پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

ای خرد طفلی از دبستانت

عقل مدهوش چشم مستانت

شیر نخجیر آهوی نگهت

پور دستان اسیر دستانت

خیز ای شیر عقل کاتش عشق

شرر افکند در نیستانت

شاهد مست شب چوپرده فکند

شمع بیرون کن از شبستانت

نار پستان اگر نجوئی به

گر بود یار نار پستانت

آب آتش مزاج آتش رنگ

ببرد سردی زمستانت

گر چمد سرو قامتی در باغ

چه تمتع زسرو بستانت

خط سبزت بگرد لب سرزد

طوطی آمد بشکرستانت

گفتی آشفته را چه نام و کدام

عندلیبی است از گلستانت

گر مرا رد کنی زخیل سگان

من پناه آورم بسلمانت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست
  2. شمارهٔ ۱۰۸ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت
  3. شمارهٔ ۱۰۹چه نان‌ها خوردم از خوان محبت
  4. شمارهٔ ۱۱۰اگر این نکهت از آن طره چین در چین است
  5. شمارهٔ ۱۱۱با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست
  6. شمارهٔ ۱۱۲گر آفتاب فلک پرده از سحاب گرفت
  7. شمارهٔ ۱۱۳حسن آن گوهر که عمانیش نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۴خون ریخته و به فکر یغماست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.