پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب

که آفتاب نشاید نهفت زیر حجاب

همیشه برق به نی زار میزدی از ابر

بجست برق زنی امشب و بسوخت سحاب

من از نوای نی ار آمدم بوجد چه باک

کزین سماع برقصند زمره اصحاب

مکن بزهر تو آلوده شکرین لب را

مبر تو نام زاغیار در بر احباب

گدا چه طالب پابوس پادشه باشد

بگو چسان نبرد جور حاجب و بواب

زحال مردمک دیده جستجو کردم

بگفت چون بود احوال مانده در غرقاب

دلم بر آتش سودا چگونه بنشیند

چسان بر آتش سوزنده جا کند سیماب

زموی طره لیلاست قید مجنونرا

کمند رستمش ار آوری نیارد تاب

کدام سلسله اند عاشقان سودائی

همه گسسته عنان و همه بریده طناب

خطت اشاره بدل کرد بوسه زانلب نوش

چو نوش داروی رستم بچاره سهراب

مکن نوای طرب ساز مطرب عشاق

که عاشقان زغمش برده لذت اطراب

دل از هوای لبت گر نگشته خون چونست

مر زمردمک دیده میچکد خوناب

زشش جهت برخم در ببسته آشفته

که میگشایدش الا مفتح الابواب

علیست دست خدا و گشاد و بست ازوست

مپیچ تا بتوانی تو چهره از این باب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیم‌شب
  2. شمارهٔ ۱۰۵ای خرد طفلی از دبستانت
  3. شمارهٔ ۱۰۶جز عشق من بی‌سر و پا را هنری نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۷ساحت کون و مکان عرصه میدان اوست
  5. شمارهٔ ۱۰۸ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت
  6. شمارهٔ ۱۰۹چه نان‌ها خوردم از خوان محبت
  7. شمارهٔ ۱۱۰اگر این نکهت از آن طره چین در چین است
  8. شمارهٔ ۱۱۱با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.