پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

غنیمت دان دلا این عیش را در بوستان امشب

تمتع گیر نه از گل ز وصل دوستان امشب

مگر حوری به باغ آمد و یا غلمان سوی بستان

که شد رشک بهشت عدن باغ و بوستان امشب

چو شاخ ارغوان من چمان اندر چمن آمد

بیا ساقی به ساغر کن می چون ارغوان امشب

بده فرصت که تا بیند تماشایی گل باغت

بیا بلبل بنه از سر تو این آه و فغان امشب

ز آهنگ مخالف ره بگردان مطرب مجلس

نوای راست را در پرده شو تو نغمه خوان امشب

جرس مانند مجنون در بیابان گرم افغان شد

مگر گم کرده راه کوی لیلی ساربان امشب

بگو یعقوب بگشاید در بیت الحزن دیگر

ز راه مصر می‌آید به کنعان کاروان امشب

اگر خاراست اندر ره و گر تار است این منزل

کنم فرش رهت از دیده فرش پرنیان امشب

اگر ساقی کند تقصیر اندر حق میخواران

برم آشفته برغو بر در پیر مغان امشب

علی آن پیر میخانه که وحدت ریزد از جامش

چو بخشد جرعه بر مستان ز جود بیکران امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب
  2. شمارهٔ ۹۹میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب
  3. شمارهٔ ۱۰۰هر جای که بدخاک بسربیختم امشب
  4. شمارهٔ ۱۰۱ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب
  5. شمارهٔ ۱۰۲بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب
  6. شمارهٔ ۱۰۳به سودای پریشانی‌ست یارب کار من هرشب
  7. شمارهٔ ۱۰۴تا چند آیم بر درت با عجز و لابه نیم‌شب
  8. شمارهٔ ۱۰۵ای خرد طفلی از دبستانت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.