پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

من بلبل غریبم و این آشیانان غریب

گلبن بود غریب تر و گلستان غریب

گر راندت زگلشن و گلبن عجب مدار

ای بلبل غریب بود باغبان غریب

پیش از نسیم صبح شکفته است گل بباغ

کاز بلبلان رسید بگوشش فغان غریب

دشمن هر آنچه کرد نه جای شکایتست

بر دوستان بود ستم از دوستان غریب

دل از کمان ابرو و تیر نظر شکار

صیدی غریب و تیر غریب و کمان غریب

گل گوش خود گرفت زدستان عندلیب

از من شنو زقصه که بد داستان غریب

چون طفل اشک در بدرو کو بکودوان

گوای دو دیده چند بود آنچنان غریب

تنها نه دل بشام غریبان زلفت تست

کامد اسیر هر خم او یک جهان غریب

عمریست درد نوش خراباتم و ولیک

حیران ستاده ام بدر میکشان غریب

ای عشق خود چه شد که به شهر و دیار تو

هرگز به یاد ناورد از خانمان غریب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲و کیف اشکر من حبیب مغاضب
  2. شمارهٔ ۹۳آفتاب طلعتت را زلف مشکین شد سحاب
  3. شمارهٔ ۹۴گفتی بلب رسانم از اشتیاق جانت
  4. شمارهٔ ۹۵که باز در به رخ اهرمن گشاد امشب
  5. شمارهٔ ۹۶غنیمت دان دلا این عیش را در بوستان امشب
  6. شمارهٔ ۹۷دردمندان غم عشق تو را نیست طبیب
  7. شمارهٔ ۹۸علی الصباح که ریزد به باغ اشک سحاب
  8. شمارهٔ ۹۹میان ما و تو الفت حکایتی است عجیب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.