پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

یار از ما کناره کرد امشب

رشته مهر پاره کرد امشب

ماه من رخ نهفته و زهجران

دامنم پرستاره کرد امشب

غیرتم میکشد که غیر از دور

بزم ما را نظاره کرد امشب

خواست اندوه ما و عیش رقیب

به چه کیش استخاره کرد امشب

جای دل بود سیخ مژگانش

که بحالش قناره کرد امشب

چشم آشفته چون منجم شهر

خیل انجم شماره کرد امشب

غیر داروی مدحت حیدر

درد دل را که چاره کرد امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب
  2. شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
  3. شمارهٔ ۸۵یا ندیمی هذه شیئی عجاب
  4. شمارهٔ ۸۶ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب
  5. شمارهٔ ۸۷کردار بدان نیاید از خوب
  6. شمارهٔ ۸۸این چه غوغاست که در چنگ و ربابست امشب
  7. شمارهٔ ۸۹در نهایت نظری بود باغیار امشب
  8. شمارهٔ ۹۰من بلبل غریبم و این آشیانان غریب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.