پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب

ترسم ای لیلی کزین طوفان شود گم حی در آب

عکس جام و ساقی و می شد عیان در آب صاف

میتوانی جست ای مخمور مفلس پی در آب

برق آه نائی اندر نیستان افتاد دوش

زآتش پنهان او ترسم بسوزد نی در آب

دفتر پرهیز خود شستم زآب میکده

گشت آن طومارسی ساله بیکدم طی در آب

بحر عشق است و ندارد هیچ پایان و کنار

تا تواند گو براند نوح کشتی هی در آب

خون دلرا دیده خورد وزو سراغی کردیار

این دل سرگشته را گم گشت آخر پی در آب

زاشک و آه خود کناری کن دمی آسوده باش

تابکی در آتشی آشفته و تا کی در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ
  2. شمارهٔ ۸۰چیست آن رخساره در مشکین نقاب
  3. شمارهٔ ۸۱یار از ما کناره کرد امشب
  4. شمارهٔ ۸۲بیا که پرده اسرار پاره شد امشب
  5. شمارهٔ ۸۳دل گم شد و معشوق دل من در سراغ او در طلب
  6. شمارهٔ ۸۴چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشب
  7. شمارهٔ ۸۵یا ندیمی هذه شیئی عجاب
  8. شمارهٔ ۸۶ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.