پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

ساقی آن باده در افکند به پیمانه ما

که چه سیماب برقص آمده کاشانه ما

چند غواص بری رنج بعمان پی در

طلب از قلزم دل گوهر یکدانه ما

هر که مجنون شود از شور و هوای لیلی

چون فلاطون بود او عاقل و فرزانه ما

شمع روی تو بود آفت پروانه جان

آتش طور نسوزد پر پروانه ما

دل پی خال تو میرفت دو چشمت گفتا

لاجرم بسته دامت کند این دانه ما

قصه لیلی و مجنون ززبانها افتاد

تا که در عشق تو مشهور شد افسانه ما

اصل این می زکجا ساقی او کیست که باز

سجده گاه ملکوت آمده میخانه ما

از من ای شیخ حرم گو بخلیل از سر شوق

کعبه ات طوف کند بر در میخانه ما

آری این میکده رحمت یزدان نجف است

کاندر او خانه خدا آمده جانانه ما

تشنه آشفته و تو چشمه فیض ازلی

پر کن امشب ز کرم ساغر و پیمانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰خط و زلفت چیست با آن روی همچون آفتاب
  2. شمارهٔ ۷۱درده خبری بما هم امشب
  3. شمارهٔ ۷۲به چهره‌ات شده آن زلف مشک‌فام نقاب
  4. شمارهٔ ۷۳دست ساقی آتش افکنده در آب
  5. شمارهٔ ۷۴نوبهار است و عروس گل کشید از رخ نقاب
  6. شمارهٔ ۷۵شدم به مژده وصلت امیدوار امشب
  7. شمارهٔ ۷۶تا برد رنج خمار و تا زداید رنج خواب
  8. شمارهٔ ۷۷کاروان گم کرده امشب زاشک مجنون پی در آب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.