پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

تا عشق و رندیست بعالم شعار ما

نام است ننگ و کسوت عقلست عار ما

ما ساکنان خطه عشقیم از ازل

شاه و وزیر و شحنه ندارد دیار ما

ما را بشیخ و واعظ این شهر کار نیست

جز رند می گسار نیاید بکار ما ‏

سجاده رفت و خرقه و سبحه برهن می

بی اعتباریست کنون اعتبار ما

پوشیده ایم کسوت مهر تو چون خلیل

هر جا که آتشیست بود لاله زار ما

ضحاک ماست لعل لب نوشخند تو

بر دوشت آن دو عقرب جرارمار ما

در زیر بار غم همه چون بختیان مست

در دست عشق تست زمام مهار ما

تا عشق شد بملک درون صاحب اختیار

ناچار شد زدست برون اختیار ما

روز و شبان بیاد رخ و زلف تو گذشت

بیماه و مهر آمده لیل و نهار ما

پرورده است ریشه ما زآبشار خم

چون نخل طور میوه دهد شاخسار ما

از جم مگیر خاتم زنهار زینهار

آشفته دست حق چو دهد زینهار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵فزون‌تر سوزدم امشب ز هر شب آتشِ سودا
  2. شمارهٔ ۶۶ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا
  3. شمارهٔ ۶۷به رضا جویی اغیار ز در راند مرا
  4. شمارهٔ ۶۸ساقی آن باده در افکند به پیمانه ما
  5. شمارهٔ ۶۹داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند را
  6. شمارهٔ ۷۰خط و زلفت چیست با آن روی همچون آفتاب
  7. شمارهٔ ۷۱درده خبری بما هم امشب
  8. شمارهٔ ۷۲به چهره‌ات شده آن زلف مشک‌فام نقاب
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.