پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مرا

راه گریز بسته شد چون نقطه عاقبت مرا

هر طرفی که رو کنم کس نگشایدم دری

عشق چو گشت خضر ره کرده یکجهت مرا

غیر نوای عشق تو نیست بعضو عضو من

بند زبند اگر بری هر دم نی صفت مرا

خواند گدای خویشتن پیر مغان از کرم

گو بفلک ملک زند نوبت سلطنت مرا

رند شراب خواره ام جهد بکن بچاره ام

من چکنم که کرده ی زینسان تربیت مرا

عقل و خرد زیاد شد دین و دلم بباد شد

عشق بیا بسلطنت خالیست مملکت مرا

آشفته بر در علی روی امید کرده ام

زانکه بس است آن در از دنیی و آخرت مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱نقش یوسف تا بکی نقاش بر دیوارها
  2. شمارهٔ ۶۲کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را
  3. شمارهٔ ۶۳تا عشق و رندیست بعالم شعار ما
  4. شمارهٔ ۶۴گرفتم نوبهارم دست داد و گشت و بستان‌ها
  5. شمارهٔ ۶۵فزون‌تر سوزدم امشب ز هر شب آتشِ سودا
  6. شمارهٔ ۶۶ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا
  7. شمارهٔ ۶۷به رضا جویی اغیار ز در راند مرا
  8. شمارهٔ ۶۸ساقی آن باده در افکند به پیمانه ما
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.