پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را

سزد که سجده کنم بعد از این کلیسا را

کشان‌کشان ز حرم شیخ را به دیر آرد

دهد چه تاب خم طرهٔ چلیپا را

به حی چه جلوه کند با جمال جان‌افزا

به عشوه سازد مجنون خویش لیلا را

به مصر اگر گذرد با لب شکرافشان

ز مهر یوسف دل برکند زلیخا را

به پردهٔ دل وامق خیالش ار گذرد

ز خویشتن طلبد عذر عشق عذرا را

ز عکس رویش یک پرتو آتش موسی

ز لعل اوست دم جان‌فزا مسیحا را

شکست رونق اسلام ابروان کجش

چو ذوالفقار دو سرپشت خیل اعدا را

چو ذوالفقار همان تیغ آبدار که بود

به کف به روز دغا شیر دشت هیجا را

علی وصی رسول آنکه در صباح غدیر

نبی به شأنش فرمود کنت مولا را

از آن زمان که زمین حرم شدش مولد

شرق به گنبد خضراست سطح غبرا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴هر که ببازار عشق آرد جنس وفا
  2. شمارهٔ ۲۵عین درمان شمرد عاشق بیماری را
  3. شمارهٔ ۲۶زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
  4. شمارهٔ ۲۷هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
  5. شمارهٔ ۲۸ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
  6. شمارهٔ ۲۹ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها
  7. شمارهٔ ۳۰مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا
  8. شمارهٔ ۳۱عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.