پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

نمی‌دانم چه افغانست در گلشن هزاران را

که غیر از رنگ و بویی نیست ایام بهاران را

چو گل هر ساعتی در دست گلچینی به گلزاری

دلا سنجیدی و دیدی وفای گلعذاران را

به زاری لاله را از خاک بیرون با دل خونین

بهارا تازه کردی باز داغ داغداران را

اگر با آن قد موزون خرامی جانب بستان

نخواهی دید پا برجای سرو جویباران را

حدیث مدعی بگذار و بنشین خوش به می خوردن

غنمیت می‌شماری ای که وصل دوستداران را

درا ای ساقی ساده ز در با ساغر باده

که بی‌تو هیچ رنگی نیست بزم میگساران را

بیا در میکده درویش و تاج سلطنت بستان

که خاکش تاجداری داده خیل خاکساران را

دل مرده خدازردان و می‌آمد محک او را

نباشد از محک اندیشه کامل عیاران را

نه هر سر قابل فتراک زلف مهوشان افتد

مگر یاری نماید بخت فوج بختیاران را

کفن از خون کنم گلگون و آیم از لحد بیرون

به خاکم گر گذر افتد شه گلگون‌سواران را

صفا از زاهدان آشفته کمتر جو اگر رندی

که نبود این کرامت غیر پیر باده‌خواران را

علی پرده‌نشین خلوت اسرار او دانی

که از رازش خبر هرگز نبوده پرده‌داران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵عین درمان شمرد عاشق بیماری را
  2. شمارهٔ ۲۶زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
  3. شمارهٔ ۲۷هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
  4. شمارهٔ ۲۸ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
  5. شمارهٔ ۲۹ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها
  6. شمارهٔ ۳۰مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا
  7. شمارهٔ ۳۱عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏
  8. شمارهٔ ۳۲داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.