پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏

کرده از او فرارها داده باو قرارها

عقل چو بختی اشتران عشق بر اوست ساربان

برده از او قطارها کره از او مهارها

در غم آن عقیق لب از دل و دیده روز و شب

روید لاله زارها جوشد چشمه سارها

وه چه لب آن عقیقها و چه رخان شقیقها

برده از آن نگارها کرده از آن بهارها

چون رخ ماه پارها باغ پر از ستارها

چون قد گلعذارها سرو جویبارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را
  2. شمارهٔ ۳۴خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
  3. شمارهٔ ۳۵ای رفته و نشناخته قدر دل ما را
  4. شمارهٔ ۳۶کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا
  5. شمارهٔ ۳۷که بر زلف سنبل زد این تاب‌ها
  6. شمارهٔ ۳۸بیا ساقی شراب خوشگواری کرده‌ام پیدا
  7. شمارهٔ ۳۹با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را
  8. شمارهٔ ۴۰مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.