پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرا

یا که خبر بیاورد زاندل در بدر مرا

تا که زمصر مرحمت رحم بچون منی کن

همره کاروان کند پیرهن پسر مرا

تا که شده است مشتعل تازه بهارم الحذر

یا بخطر گذار دل یا بنشان شرر مرا

مردم چشم تو بخون غوطه ورند منع کن

تا نخورند بعد از این خون دل و جگر مرا

چند بخون کشانیم چند زدر برانیم

جز سر کویت ای صنم نیست ره دگر مرا

شرم مکن زپاسبان با سگ آستان بگو

تنگ نبود جا بر او راند چرا زدر مرا

نامه نوشته ام زخون مهر زدیده کرده ام

تا که بسوی او برد نامه مختصر مرا

گفتم سیر بینمت گر برسم بوصل تو

نرگس فتنه جوی تو بسته ره نظر مرا

سوخت زبرقی انجمن آه دل فکار من

در تو اثر نمی کند ناله بی اثر مرا

آشفته دوش طره اش بود بخواب در کفم

گر اثری کند شود پرچمی از ظفر مرا

تا ببرم سوی نجف از سر شوق با شعف

رحم بیار و باز کن بند زبال و پر مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸بیا ساقی شراب خوشگواری کرده‌ام پیدا
  2. شمارهٔ ۳۹با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را
  3. شمارهٔ ۴۰مطرب به رقص آورده‌ای آن لعبت طناز را
  4. شمارهٔ ۴۱پند بیهوده مگو ناصح بیهوش مرا
  5. شمارهٔ ۴۲به صید خلق بتان تا گشاده بازو را
  6. شمارهٔ ۴۳چند غواص بری گوهر عمانی را
  7. شمارهٔ ۴۴گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را
  8. شمارهٔ ۴۵جامه پوشید و بیاراست قد رعنا را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.