پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

به صید خلق بتان تا گشاده بازو را

شکار شیر بیاموختند آهو را

کند ز تیر نظر صید رستم دستان

کمان سخت ببینید و زور بازو را

محیط ماه و خوری ای خطوط ریحانی

ببین چه خاصیت است این طلسم جادو را

اسیر چنگل شاهین حکم تو شد چرخ

چنان که چرخ بگیرد دراج و تیهو را

کمان حسن تو را ماه آسمان نکشد

کشیده‌ای چه به خورشید تیغ ابرو را

عبث به لجه عمان چه میرود غواص

مگر به درج عقیقش ندیده لؤلؤ را

تو را که قلعه دلها گشوده شد ز نظر

به رخ متاب خدا را کمند گیسو را

ز موی فرق و میان تو فرق میباید

گشوده‌ای ز قفا از چه سنبل مو را

فریب سینه سیمین مهوشان مخورید

که دل زسنگ بود یار آینه رو را

محک ز مهر علی جسته‌ایم آشفته

ازین تمیز داد زشت و نیکو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را
  2. شمارهٔ ۴۵جامه پوشید و بیاراست قد رعنا را
  3. شمارهٔ ۴۶دوری از هم نفسان اندکی از خانه ما
  4. شمارهٔ ۴۷سودای پری‌رویان بر هم زده سامان‌ها
  5. شمارهٔ ۴۸اگر نه پرده بربسته به رخ آن شاهد رعنا
  6. شمارهٔ ۴۹برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را
  7. شمارهٔ ۵۰از سر ببرد هوش و خرد آن پسر مرا
  8. شمارهٔ ۵۱سینه شد زآتش دل جلوه گه طور مرا
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.