پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

هر که ببازار عشق آرد جنس وفا

من شومش مشتری جان دهمش دربها

گر تو درآئی بدیر کعبه مقبل شود

ور تو روی از حرم کعبه فتد از صفا

آخرت ای کعبه نیست خون ذبیحی قول

زین همه قربانئی کایدت اندر منا

ناقه لیلی گذشت از بر مجنون بخشم

میرود و میکند رو زوفا در قفا

سای این می که بود میکده او کجاست

کز اثر نشاءاش سوخت همه ماسوا

خوش به نهان داشتم داغ بتی در درون

تا بکی ای چشم تر فاش کنی ماجرا

گر دل ما آهن است چشم تو آهن رباست

غمزه جادوی تو کوه برآرد زجا

جاذبه عشق تو می کشدم کو بکو

کاه رود لاعلاج بر اثر کهربا

معدن این می مگر بارگه کبریاست

کز اثرش بشکند شوکت شاه و گدا

ساقی این باده کیست دست خدا شیر حق

آنکه بمیخانه زد باده کشانرا صلا

هر که چو آشفته کرد خاک درش تاج سر

گشته مسلم بر او کشور فقر و فنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
  2. شمارهٔ ۲۷هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
  3. شمارهٔ ۲۸ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
  4. شمارهٔ ۲۹ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها
  5. شمارهٔ ۳۰مدعی پنداشتی دور از در جانان مرا
  6. شمارهٔ ۳۱عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏
  7. شمارهٔ ۳۲داده دو ترک تو صلا باز سپاه ناز را
  8. شمارهٔ ۳۳ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.