پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶

به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا

که کرده کوی تو فارغ ز بوستان ما را

ز ناشکیبی بلبل مرنج ای گل از آنک

پسند کس نکند عاشق شکیبا را

اگر به منظر زیبا نظر حرام بود

بگوی کز چه خدا ساخت روی زیبا را

گه از هجوم مگس گه ز مشتری نالد

شکر فروش برای چه پخت حلوا را

به گرد قامت تو فاخته زند کوکو

اگر به باغ دهی جلوه سرو بالا را

اگر به باغ و به صحرا تو نیستی با ما

کنی چو چشمهٔ سوزن به چشم صحرا را

اگر شکایت لیلی کنی نه‌ای مجنون

نه وامق است که نالد جفای عذرا را

برفت معجز عیسی ز دیدهٔ مردم

خدای را بگشا باز لعل گویا را

به غارت دل آشفته پارسی ترکی‌ست

که برده است به تاراج ملک یغما را

اگر تو پرده بگیری ز چهره در شب داج

چو روز عید شمارم شبان یلدا را

بتان به مجمر رخساره عود زلف نهند

که آتشی نفزایند دیگ سودا را

ز بلبلان عجبی نیست گر به فصل بهار

ز شور گل به چمن افکنند غوغا را

ز عندلیب شنیدن سزاست قصهٔ گل

شنو ز گفتهٔ درویش مدح مولا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را
  2. شمارهٔ ۹در آن سرا که برانند پادشایی را
  3. شمارهٔ ۱۰گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را
  4. شمارهٔ ۱۱باد آورده بگلشن مژده نوروز را
  5. شمارهٔ ۱۲گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان را
  6. شمارهٔ ۱۳بیدوست پایدار نباشد نشست ما
  7. شمارهٔ ۱۴ای لب لعل تو روح‌بخش مسیحا
  8. شمارهٔ ۱۵چشم تو بربست از فسون بر خلق راه خواب را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.