پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ای لب لعل تو روح‌بخش مسیحا

پرتو رویت فروغ سینه سینا

عاشق و دیوانهٔ تو وامق و مجنون

مظهر رخسارهٔ تو لیلی و عذرا

جادوی بابل سحر چشم تو پنهان

معجز موسی به زیر زلف تو پیدا

آینه‌دار جمال تو مه و خورشید

بندهٔ لعل و قد تو کوثر و طوبی

خال سیاهت سواد دیده غلمان

زلف درازت کمند گردن حورا

نافه چین در نگار خانه ما نی

یا به گل عارض تو زلف چلیپا

آب ز گل می‌بری و تاب ز سنبل

برف کنی در چمن چو پرده به عمدا

وصف گل روی تو صبا به چمن گفت

گشت گل آتش به جان و بلبل شیدا

دل نشکیبد ننوشد از لب لعلت

تشنه نگردد نخورده آب شکیبا

زد ره آشفته کفر زلف کج تو

ترسمش آخر بری به ملت ترسا

تا که مگر دل رهد ز غمزه خوبان

بر در پیر مغان بریم تولا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶به باغ حسن که کشت این نهال رعنا را
  2. شمارهٔ ۱۷از شوق گل رویت رفتم به گلستان‌ها
  3. شمارهٔ ۱۸باز دامان که زداین آتش سودای مرا
  4. شمارهٔ ۱۹کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش را
  5. شمارهٔ ۲۰دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را
  6. شمارهٔ ۲۱بگویم ار ز غم عشق داستانی را
  7. شمارهٔ ۲۲گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را
  8. شمارهٔ ۲۳نمی‌دانم چه افغانست در گلشن هزاران را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.