پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

دهد به باغ اگر جلوه قد دلجو را

کناره‌جوی شود سَروْ‌بُن لبِ جو را

به غیر هندوی خال تو ای بهشتی‌روی

نداده جای کسی در بهشت هندو را

کنند عید خلایق اگر به ماه صیام

ز طرف بام نمایی هلال ابرو را

کمند رستمت ار باید و چَهِ بیژن

ببین به طرف زنخدان درست گیسو را

تو را رسد که به رویین‌تنی زنی نوبت

زره کنی چو به تن حلقه حلقهٔ مو را

روم به صیدگه آهوان که در نخجیر

مگر خورم به غلط تیر غمزهٔ او را

چه جادویی‌ست خدا را که چشم فتّانت

بر آفتاب کشیده‌ست تیغ ابرو را

فتد به طُرّهٔ شیرین هر آنکه چون خسرو

به مشک چین ندهد خاک کوی مشکو را

ز چهره پرده فروهل گره به زلف مزن

که برگ گل بنهد رنگ و غالیه بو را

کنی خیال شبیخون اگر به ترک نگاه

به غمزه در شکنی اردوی هلاکو را

ز دست برد دل آشفته را خم زلفت

بدان طریق که چوگان پادشه گو را

خدیو ایران کز بیم او به هامون شیر

ز مهر پرورد اندر کنار آهو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲گر این کرشمه بود آن نگار ترسا را
  2. شمارهٔ ۲۳نمی‌دانم چه افغانست در گلشن هزاران را
  3. شمارهٔ ۲۴هر که ببازار عشق آرد جنس وفا
  4. شمارهٔ ۲۵عین درمان شمرد عاشق بیماری را
  5. شمارهٔ ۲۶زلف جادو بگسلاند حلقهٔ زنجیر را
  6. شمارهٔ ۲۷هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
  7. شمارهٔ ۲۸ساقی بده آن جوهر یاقوت نسب را
  8. شمارهٔ ۲۹ای از شکنج زلف تو بر پای دل زنجیرها
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.