پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱

ای تو ز آغاز و انتها همه دانا

قدرت تو کرده خاک مرده توانا

بال فرو ریخت مرغ وهم ز اوجت

لال به وصفت زبان فکرت دانا

قطرهٔ باران کجا و چشمهٔ خورشید

قطره کجا میشود محیط به دریا

در رحم و در صدف ز قطرهٔ ناچیز

در سخنگو کنی و لؤلؤ لالا

وصف تو از وسعت عقول منزه

ذات تو ز آلایش صفات مبرا

گه کنی از خاک کیمیای سعادت

لعل بدخش آوری ز صخره صما

می تند از کرم پیله تار بریشم

گلبن و آب آورد ز خار و ز خارا

من که به کفران نعمت اندرم امروز

بر نکنم سر زخجلت تو به فردا

چاشنی قدرتت دهد چه حلاوت

نوش ز نیش و زخار آرد خرما

ساخته حلوا ز غوره مشک ترازخون

آورد از آب گنده صورت زیبا

حیف که ذرات عالمند چو خفاش

نور تو چون آفتاب بر همه پیدا

چون بپرد در هوای اوج جلالت

کسوت فقرت کند چو راست بر اعضا

تاج به سلطان دهد کرامت درویش

پشه لاغر کند شکار ز عنقا

در خور آشفته نیست ذکر مدیحت

کامده احمد به عجز معترف آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳بسته بر آفتاب چو مشکین نقاب را
  2. شمارهٔ ۴وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام را
  3. شمارهٔ ۵مشک فشان شد زتو باد صبا
  4. شمارهٔ ۶به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا
  5. شمارهٔ ۷ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
  6. شمارهٔ ۸خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را
  7. شمارهٔ ۹در آن سرا که برانند پادشایی را
  8. شمارهٔ ۱۰گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.