پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲

پرده برافتاد از جمال محمد

شد زعلی ظاهر اعتدال محمد

درخور اکملت دینکم چه عمل کرد

شد بدو عالم عیان کمال محمد

اینکه طلب کار وصل شاهد غیبی

گو بطلب در جهان وصال محمد

عالم امکان و ماورای تو هم

سایه نشینند در ظلال محمد

صدرنشین گشته عرش در شب معراج

تا که جبین سود بر نعال محمد

قرص مه و خور که روشنی جهانند

آینه دارند از جمال محمد

فسحت امکان بود بجلوه او تنگ

ساحت واجب بود مجال محمد

این همه مجد و بزرگئی که شهانراست

آمده یک پرتو از جلال محمد

آیت وحدت بگوش خلق نخوردی

گر نشنیدی کس از بلال محمد

تیغ دو پیکر که ذوالفقار علی بود

بود چو ابری چون هلال محمد

شاید اگر خانه خداش بخوانی

رخنه بد گر کند خیال محمد

همچو خضر جاودان زعمر خورد بر

هر که کشد دردی از زلال محمد

گر کنی آشفته میل مدح سرائی

مدح محمد بگوی و آل محمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام را
  2. شمارهٔ ۵مشک فشان شد زتو باد صبا
  3. شمارهٔ ۶به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا
  4. شمارهٔ ۷ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
  5. شمارهٔ ۸خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را
  6. شمارهٔ ۹در آن سرا که برانند پادشایی را
  7. شمارهٔ ۱۰گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را
  8. شمارهٔ ۱۱باد آورده بگلشن مژده نوروز را
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.