پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴

وقت صبوحست ای پسر برخیز و دردِهْ جام را

تا فرصتی داری به دست از کف مده هنگام را

خیز ای غلام و رقص کن چون صوفیان اندر سماع

مطرب بزن چنگی به دف ساقی بیاور جام را

در دفتر زهد و ریا از آب می آتش فکن

تا پختگی حاصل شود این زاهدان خام را

زآن آب آذرگون بده کامد نسیم آذری

باد صبا بر بلبلان از گل ببر پیغام را

زاهد بنه سبحه ز کف زنار بربند از شعف

نفریبد از این دانه کس بردار از ره دام را

نام نکو در کیش ما ننگست بهر عاشقان

خیز و ببر مژده ز ما آن شیخ نیکونام را

چشمانش و آن ابروان دانی چه باشد فی‌المثل

گر دیده تیغی چون به کف ترکان خون‌آشام را

امشب شب وصلست هان نوبت مزن ای نوبتی

مرغ سحر گو برمکش آواز نافرجام را

آغاز این شب نیک شد آوخ سحر نزدیک شد

یارب که چون آغاز ما نیکو کنی انجام را

خاصان بزم عشق را از شنعت عامی چه غم

هرکس به بزم خاص شد پروا ندارد عام را

گیرد دو عالم را فرو آشفته کفر زلف او

این کافران از جادویی رونق برند اسلام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶به گشت باغ و گلستان مخوان مرا یارا
  2. شمارهٔ ۷ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا را
  3. شمارهٔ ۸خواهم که در هم بشکنم این طاق مینافام را
  4. شمارهٔ ۹در آن سرا که برانند پادشایی را
  5. شمارهٔ ۱۰گفتمش وقت تو کردیم دل ویران را
  6. شمارهٔ ۱۱باد آورده بگلشن مژده نوروز را
  7. شمارهٔ ۱۲گر زمن جان طلبد سر بنهم فرمان را
  8. شمارهٔ ۱۳بیدوست پایدار نباشد نشست ما
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.