پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۱

خلیلی صرمت حبال العهودی

و احرقت قلبی به نار کعودی

چه آتش به جانم برافروخت عشقت

که میسوزم اما نه پیداست دودی

ولو لم جرت دمعة من عیونی

فما اطفاء النار ذات الوقودی

کجا می‌نشست آتش عشقت از دل

اگر چشمه اشک چشمم نبودی

فی فیک عذب فرات و انی

به ظمان حیران بین النقودی

تو را بر لب آب حیاتست اما

من تشنه لب را نبخشید سودی

و اوجدت یوسفک فی بر نجد

عزیز هو عند ابن سعودی

تهی دست وارد شدم بر جنابت

فیالیتنی مت قبل الورودی

چرا خال هندو به رخ جای دادی

اما حرم الجنه للهنودی

چرا چون تو فرزند ناورد دیگر

و ان کانت الدهر ذات الولودی

چرا وصف تو دیده کرده سراپا

و ان لم راتک به عین شهودی

نگوئی که در کعبه غافل نشستم

مع وجهک قبلتی فی السجودی

تو ای عشق در کشور دل امیری

و ما یوجد غیرک فی الوجودی

و قد ضاقت القلب و القصد عیشی

خدا را بکش مطرب از دل سرودی

حرام است عیشی که در او نباشد

نه گلبانگ چنگی نه آهنگ رودی

گره از سر زلفش ار باز کردی

دل آشفته را از گره برگشودی

ادیبم بود عشق و عشق است حیدر

کجا نکته گیرد به نظمم حسودی

ز اشعار آشفته آهم برآمد

خدایا رسان بر روانش درودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۳خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۴بدنامی است و رندی در عشق نیکنامی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۵در کمندم فکنده صف شکنی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۶تو ای دو دیده بگو کز جگر چه می‌خواهی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۷ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۸تو را که گفت کز احباب روی برتابی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۹چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
  8. شمارهٔ ۱۰۸۰تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.