پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۳

خوشا وقتی که بر آتش بَرِ منظور بنشینی

بسوزی پرده چون پروانه و مستور بنشینی

به غیر از لن ترانی نشنوی اندر جواب ای دل

اگر صد سال چون موسی به کوه طور بنشینی

چو پروانه به میلت شمع عشق آخر بسوزاند

اگر زین آتش سودا به میلی دور بنشینی

تو شهبازی و بر خون ملخ پنچه نیالایی

هُمایی تو نمی‌زیبد که با عُصفور بنشینی

مشو پروانه‌ای کز شعله‌ای شمعت بسوزاند

سَمندَروَش به نارش ساز تا با نور بنشینی

بنوش آن می که گرد هستی از چهره برافشانی

مرو در خانه خمّار تا مخمور بنشینی

گر امروزت به میخانه به دست افتاد غلمانی

نمی‌خواهی که فردا در بهشت حور بنشینی

به کوی نیستی بازآ که هستی ابد یابی

وصال دوست بگزینی ز خود مهجور بنشینی

سحر آید پدید و بامدادت عید خواهد شد

چو آشفته اگر اندر شب دیجور بنشینی

ولای مرتضایت باد و دوری ز بدخواهان

مبادا از عبادت زاهدا مغرور بنشینی

اگر روزی دوصد گورت به صحرا در کمند آید

که چون بهرام آخر در بساط گور بنشینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۵در کمندم فکنده صف شکنی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۶تو ای دو دیده بگو کز جگر چه می‌خواهی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۷ایکه هنوز با خودی دم مزن از مجردی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۸تو را که گفت کز احباب روی برتابی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۹چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۰تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی
  7. شمارهٔ ۱۰۸۱اوقات خوش کدام است ایام عشقبازی
  8. شمارهٔ ۱۰۸۲فریب صید آن نخجیر خوردی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.