پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۲

فریب صید آن نخجیر خوردی

که از صیاد دیگر تیر خوردی

نخوردستی بطفلی شیر مادر

که خون عاشقان چون شیر خوردی

در اول نظره عشقش شهیدی

مگر تیر نظر را دیر خوردی

عبث افتاده ای در دام زاهد

فریب رشته تزویر خوردی

تو آن مستی که هشیارت نبود

شراب عشق بی تغییر خوردی

سرا پا کیمیائی ای مس قلب

زخاک میکده اکسیر خوردی

دل دیوانه از زلفش رمیدی

همانا صدمه از زنجیر خوردی

بخود باز آمدی از مستی عشق

چه کم این کیف بی تأثیر خوردی

ززخمت خون چو می میجوشد ایدل

مگر از چشم مستش تیر خوردی

بصورت در نگنجد یار کاخر

فریب پرده تصویر خوردی

پریشانی مدام آشفته با عشق

ز یک پستان همان شیر خوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۴تو این نمک که به لعل شکرفشان داری
  2. شمارهٔ ۱۰۸۵ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری
  3. شمارهٔ ۱۰۸۶به بانگ بربط و چنگ و چغانه و دف و نی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۷تو که از جهان و اهلش همه احتراز داری
  5. شمارهٔ ۱۰۸۸تو را که گفت مرا از نظر بیندازی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۹عنکبوتا بر مگس تا چند رشته می‌تنی
  7. شمارهٔ ۱۰۹۰آن دل که در او باشد از عشق تو آزاری
  8. شمارهٔ ۱۰۹۱فصل بهار و مستی و غوغای چنگ و نی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.