پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۹

عنکبوتا بر مگس تا چند رشته می‌تنی

شاهبازی شو که در صحرا غزالی افکنی

حاش لله گر ز صیادت شود صرف نظر

نیستی صادق اگر در زیر تیغش پر زنی

خرگه لیلی به صحرای درونت کی زنند

تا نه از دل خیمه‌های این و آن را برکنی

لاف از افسونگری ای جادوی بابل مزن

تا نه از آن چشم و لب آموزدت سحر و فنی

چیستی ای زلف سرکش گرد چاه غبغبش

چون کمند رستمی بر طرف چاه بیژنی

عقل چون زلفش بر آن روی بهشتی دید گفت

خازن باغ بهشتی از چه شد اهریمنی

کی خبر داری ز زخم ناوک‌اندازان تُرک

ای که بر پایت نرفته نوک خار و سوزنی

چون شود از وصل یوسف حالت یعقوب پیر

کز شعف بینا شده از نفخه پیراهنی

هرکه را یک ارزن از حب علی حاصل شده

خرمن هستی امکانش نیرزد ارزنی

گر دل آشفته شد وقف کمند زلف تو

نیست جز تیغش سزاوار ار بر آرد گردنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۱فصل بهار و مستی و غوغای چنگ و نی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۲کیست که آرد  آگهی باز ز ماه خرگهی
  3. شمارهٔ ۱۰۹۳برق سانم زدیده میگذری
  4. شمارهٔ ۱۰۹۴شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی
  5. شمارهٔ ۱۰۹۵شبی به خواب بدیدم که رو به من داری
  6. شمارهٔ ۱۰۹۶بچم ای نهال نورس که زحسن بارداری
  7. شمارهٔ ۱۰۹۷بجلوه های نهان شاهدان روحانی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۸چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.