پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۲

کیست که آرد  آگهی باز ز ماه خرگهی

تا که مشام جان به تو تازه کنیم گه گهی

صبح بود به عاشقان گرچه نتابد آفتاب

پرده اگر فروهلد در شب ماه خرگهی

صبر ز عاشقان مجو ایکه به عقل غره ای

منع دل از چه میکنی ایکه نداری آگهی

ایکه به نعمت اندری تن ز چه پروری ببین

اسب رود به لاغری گاو بماند زفربهی

ای خم طره تو چین آن سر زلف را مچین

حیف بود که عمر ما روی نهد به کوتهی

گوی بخورد صولجان هیچ نکرد از او فغان

چند خروش میکنی ای دهل میان تهی

همچو رخت در آسمان ماه کجا تمام هست

با چو قدت به بوستان سرو کجا بود سهی

نافه گشاست زلف او آشفته نفخه ای بجو

خیز که داغ اندرون روی نهاده بربهی

گمشده طریقتم رانده از شریعتم

ای شه رهنما علی رحم کنی تو بر رهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۴شب وصل است ای عاشق بپای دوست کن جانی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۵شبی به خواب بدیدم که رو به من داری
  3. شمارهٔ ۱۰۹۶بچم ای نهال نورس که زحسن بارداری
  4. شمارهٔ ۱۰۹۷بجلوه های نهان شاهدان روحانی
  5. شمارهٔ ۱۰۹۸چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۹دوست میدارم که گیرم دلبری
  7. شمارهٔ ۱۱۰۰سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی
  8. شمارهٔ ۱۱۰۱شبی چه شب بصفا بامداد نوروزی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.