پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۵

شبی به خواب بدیدم که رو به من داری

چه خوش بود که مجسم شود به بیداری

وصف آن لب شیرین شکر به بار آورد

وگرنه کی نی خامه کند شکرباری

خراب کرد به یک غمزه ملک دل چشمت

کشید زلف تو پرچم برای دلداری

ز یاد خویش مبر هستیم تو ای ساقی

دمی مباد که ما را به خود تو بگذاری

مرا به یاد تو عمر عزیز می‌گذر

تو ای عزیز زی عقوب کی به یاد آری

به پای دل بگشایم گره تو ای خم زلف

که به بود ز رهایی چنین گرفتاری

بود به دفع هوس‌پیشگان حلوا خور

شکرلبی که کند پیشه تلخ‌گفتاری

چو خانگی بودم یوسفی به مصر درون

چرا روم ز پی یوسفان بازاری

به غیر گوهر مدح علی به مخزن نیست

ولی کساد متاعی ز بی‌خریداری

جواب مهر بتان چیستت به عرصه حشر

مگر ولای علی آیدت پی یاری

شها تویی که به دشمن کنی سخا و کرم

چه می‌شود که دل دوستان به دست آری

به بوی زلف تو دل دارم را بود طالب

ز شوق چشم تو من شایقم به بیماری

به کفر واعظ شهرت ستود آشفته

نه ناسزاست که این جمله را سزاواری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۷بجلوه های نهان شاهدان روحانی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۸چه خوش است روزگاری که بفقر بگذرانی
  3. شمارهٔ ۱۰۹۹دوست میدارم که گیرم دلبری
  4. شمارهٔ ۱۱۰۰سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی
  5. شمارهٔ ۱۱۰۱شبی چه شب بصفا بامداد نوروزی
  6. شمارهٔ ۱۱۰۲از غمره تو ترک کند کسب رهزنی
  7. شمارهٔ ۱۱۰۳هله ساقیا بیارید شراب ارغوانی
  8. شمارهٔ ۱۱۰۴دوشم اسباب طرب جمله مهیا بودی
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.